یک sysadmin دیگر!

علاقه مند به زیرساخت، انسان و فلسفه

برنامه های سال ۹۹

بدون دیدگاه

سال ۹۸ من یک تغییر شغلی مهم دادم و از back-end به سمت sys-admin شدن و devops بودن حرکت کردم. تجربیات خیلی خوبی توی شبکه اجتماعی پروفایل کسب کردم و در کنار یک تیم خوب کلی چیزهای جدید یاد گرفتم. ابزارها و سرویس هایی که این مدت به عنوان devops و گاهی به عنوان sys-admin باهاشون سروکار داشتم باعث شد که علاقه ام به infrastructrure زیادتر بشه و دوست داشته باشم برای سال جدید توی این حوزه کارهای مهمتری بکنم و تجربیات عمیقتر و بیشتری کسب کنم.

استفاده کردن از ابزاری مثل Kubernetes و این که چطور این کشتی بزرگ رو ساختن که این همه مسافر رو با خودش به راحتی و بدون دردسر جابجا میکنه آدم رو هیجان زده میکنه!


به صورت خلاصه مسیر کاری سال جاری مو توی حوزه زیرساخت میبینم. مهمترین برنامه هایی که به صورت تخصصی برای سال جدیدم در نظر گرفتم که اگر دانشی دربارشون ندارم دانش کسب کنم یا اگر دانشی دارم اون دانش رو ارتقاء بدم، این هاست:

  • شبکه های کامپیوتری
  • لینوکس و کرنل لینوکس
  • سیستم عامل و مفاهیم مرتبط با آن
  • برنامه نویسی سیستمی و سطح پایین (بالاترین الویت در این لیست)
  • سخت افزار در حوزه سرور، شبکه و زیرساخت

در کنار این ها فعالیت های جانبی با الویت پایینتری هم در نظر گرفتم مثل یادگیری Front-end و الکترونیک و IOT و … که بیشتر حالت تفریح و درگیری های کوتاه مدت مقطعی هستند که قرار نیست توشون عمیق بشم و فقط دربارشون کمی اطلاعات و تجربه های کوچیک کسب کنم.


اتفاق مهم بعدی جدی تر گرفتن وبلاگ و نوشتنه. نوشتن به من خیلی حس خوبی میده. و وقتی توی اون نوشته تجربیاتی رو با افرادی share میکنم خیلی حس بهتر تَری میده! بنابراین سعی میکنم امسال خیلی جدی تر بنویسم چه از لحاظ کیفی و چه از لحاظ کمی.


سال گذشته من درگیری های کاری تمام وقتی داشتم که به نظرم خیلی هم خوب و خیلی جاها هم بد بود. بد از این جهت که من تا سال قبلش درگیری های کاریم بیشترشون تمام وقت نبودند و اکثرا پروژه ای بودند و به این خاطر وقت های آزادم رو به فعالیت های متفرقه بیشتری میگذروندم ولی خب سال گذشته متاسفانه به خاطر کار تمام وقت درگیر شرکت بودم همش و زندگیم تمام جوانبش به کار محدود شده بود. امسال تصمیم گرفتم کارم رو مجدد مثل سابق به صورت ریموت و کار freelancer ای برگردونم تا بتونم مجدد جوانب دیگه زندگیمو هم کنار کار پرورش بدم.


ورزش برای من در سال گذشته یک معجزه بود. تقریبا میشه گفت اواخر ماه رمضان استارت زدم و توی خونه هر شب سعی میکردم شروع کنم روی تردمیل به دویدن. اوایل اونقدر سختم بود که به سختی ۳ یا ۴ دقیقه میدویدم. تقریبا ۶ ماه زمان برد که الان میتونم میانگین ۳۰ دقیقه با استراحت های خیلی کوتاه یکسره بدوم. این نه تنها اعتماد به خودم رو بیشتر کرد بلکه روزها با حس و حال بهتری از خواب بلند میشدم و توی بدنم انرژی و قدرت بیشتری برای فعالیت و زنده بودن حس میکردم. این مورد رو خیلی دوست داشتم و امسال خیلی جدی تر ادامه میدمش و سعی میکنم ورزش رو از داخل خونه به یک تیم و باشگاه ورزشی گروهی ببرم تا بتونم از تجربیات بقیه هم استفاده کنم.


این روزها کرونا دمار از روزگار آدمیان درآورده. توی اخبار و کانال ها میشنویم که X نفر آدم در فلان جا کشته شدند، اگرچه برای ما این ها چند خط خبره و با ابراز اندوهی از اون خبر اسکرول میکنیم به خبر بعدی، ولی دنیا برای اون ادم ها و خانواده هاشون و دوست هاشون و معشوقه هاشون و بچه هاشون و همکاراشون طور دیگه ای میشه. پدری که فرزندشو دیگه نمیبینه و پسری که دوست دختر یا نامزدش یا همسرشو دیگه نمیتونه ببوسه. فرزندانی که مادرشون دیگه بالای سرشون نیست و پدربزرگ مادربزرگ هایی که دیگه نیستن که کل فامیل رو هر سال بتونن دور هم جمع بکنن.

کشته شده ها برای ما اعدادن و برای اون ادم ها پایان یک زندگی. این دردناکه و امیدوارم هرچه زودتر بتونیم از دست کرونا خلاص بشیم و برگردیم به زندگی عادی و هیچ کس هیچ عزیزیشو به خاطر این موضوع از دست نده. مسائل اقتصادی و اجتماعی و … که اثرات جانبی کرونا هستند هم که دیگه جای خود!


امیدوارم هر جا هستید شاد و خوش و خرم باشد.



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *